|
** زندگی را دوست دارم ** ::::::::::: من زنده ام ای زندگی برای تو چون زنده ای :::::::::::
| ||
|
موجودی زنده بنام انسان هستم،از نوع مذکر که خلقت خود را مدیون معبودی بیهمتا میدانم. موجودی هستم که به نظر میآید متشکل از دو قطره آبی بیش نیستم ولی اگر به اعماق بنگرم وجود و منشأ لحظه لحظه اجزای خود را مدیون بیهمتایی هستم که هر چه هستم و هر چه دارم از وجود اوست. موجودی هستم که دوست دارم بدانم چرا زندهام و چرا زندگی میکنم، چرا رشد میکنم و به تکامل میرسم.چرا زندگی نامحدود خود را گاهی با لذت و شور و شوق و گاهی با رنج و مصیبت و مشقت سپری میکنم.چرا و چگونه میتوانم غصه بخورم،گریه کنم، اشک بریزم، بغض کنم و از عمق خویش برنجم. چگونه خوب و بد را پس از تشخیص به اجرا میگذارم. چگونه مثبت و منفی را گاهی دور از هم و گاهی به هم میچسبانم. چرا این موجود ساخته شده و تکامل یافته آزادی را ترجیح میدهد،تحمل تنهایی را ندارد، چرا عاشق میشود و طلب معشوقه میکند. به راستی مقصد کجاست و هدف از این همه سردرگمی و غفلت چیست؟ چرا اینگونه باید به این دنیای ناچیز که ماندنی نیست و مدام تحرک دارد و از نسلی به نسل دیگر، از فرقهای به فرقهای دیگر پیموده میشود خیره شویم، با اینکه نمیدانیم چه لحظهای رفتنی هستیم و خبر از محدود آینده خود نداریم. چرا به هر جا که مینگرم و به هر چه میاندیشم و بر روی هر چیز کوچکی که دست میگذارم نشانهای از وجود تو در آن میبینم. ( تسبیح میکنند خداوند را آنچه در آسمانها و زمین است.) همان موجودی که انسان نامیده شد سرشتش از خاک است و هنگامی که عمرش به پایان میرسد، خاک او را در آغوش میگیرد. آنجاست که همه عوامل دور شده و همان انسان بیخبر را محاکمه میکنند و مورد بازخواست قرار میدهند. وکارنامه اعمالش را در دستان راست و چپ او قرار میدهند. آنجاست که عدهای از اعمال خود راضی و بعضیها میگویند اشتباه کردیم. چرا که دیگر هیچ فرصتی برای جبران گذشته خود ندارند و کار را تمام شده میدانند. پس خدایا تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم چرا که بینظیرترین معبود عالی برای عالم هستی. خدایا سپاس ترا که هیچ عمل و عکسالعملی بدون خواست و اراده تو صورت نمیگیرد. خداوندا همه جوارحام و تمام وجودم همه گوش به فرمان تو آماده باش برای اجرای فرمان تو میباشد. در غیر اینصورت در تنگنایی قرار میگیرم که در زیر فشار باید به سوالاتی جوابگو باشم.
[ 90/11/07 ] [ 23:18 ] [ سعيديا ]
سلام خدمت همه دوستام بالاخره یعد از شاید بگم یک سال و نیم من موفق شدم دوباره وبلاگمو بروز کنم تو این مدت هم مسافرت بودم از خیلی از دوستام هم متشکرم که بهم پیغام میدادند اما این بار سعی میکنم فاصله طولانی نیفته .... و این هم تقدیم به همه کسائی که طعم عشقو چشیدن....
يه چشم هميشه بايد توش اشك باشه وگرنه ميسوزه يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه ميشكنه يه لب هميشه بايد روش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه يه كبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچكس نمي چسبه يه ديوار بايد به يه تير تكيه داشته باشه وگرنه ميريزه يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثله يه كلافه سردرگمه يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساكت ميشه يه قلب پاك هميشه بايد به يه نفر وابسته باشه وگرنه فاسد ميشه
و عشق.. سفر به روشني اهتزاز خلوت اشياست. و عشق ... صداي فاصله هاست ، صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند. خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند و دست منبسط نور روي شانه ي آن هاست . نه وصل ممكن نيست ، هميشه فاصله يي هست . و چه تنهاست اگر كه ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بي كران باشد...
موفق و پیروز باشید [ 86/03/15 ] [ 2:23 ] [ سعيديا ]
(سلام دوستان شايد اين آخرين پستم باشه تا سه ماه كل زندگي به مثابه يك لطيفه بزرگ كيهاني است. زندگي پديده اي جدي نيست ، اگر آن را جدي نگيري ، در واقع آن را از دست مي دهي .درك زندگي تنها از طريق خنده ممكن است .آيا تا به حال توجه كرده اي كه انسان تنها جانوري است كه مي خندد؟ ارسطو مي گويد كه انسان تنها جانور صاحب منطق است . ولي اين حرف كاملا صحت ندارد ، چون كه مورچه ها و زنبور ها هم موجوداتي بسيار منطقي هستند. در واقع ، در مقايسه با زنبور و مورچه ، انسان موجودي غير منطقي به نظر مي رسد . كامپيوتر هم وسيله اي است بسيار منطقي و در مقايسه با آن نيز انسان بسيار غير منطقي است .انسان تنها جانوري است كه مي خندد. زنبور ها ، مورچه ها و كامپيوتر ها هيچ كدام نمي خندند. فقط انسان از چنين موهبتي برخوردار است. خنده ، نقطه اوج رشد انسان است ، از طريق خنده است كه انسان به خدا نزديك مي شود ، زيرا فقط به وسيله بالاترين صفت انساني است كه مي توان به نهايت دست يافت . خنده به مانند پلي بين انسان و خداوند است. برگرفته از كتاب عشق ، رقص زندگي ( اوشو )
اصل كلام اي با وفا بي چك و چو نه من چاكرم واسه فداي تو شدن من كه هميشه حاضرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوست دارم برام شيرين تر ين عبادتي ، اميد روز آخرم
[ 84/09/24 ] [ 0:54 ] [ سعيديا ]
بسياري از ما زندگي خويش را در محدوده زمان ، محصور در خاطرات گذشته و پيش بيني آينده ، سپري مي كنيم. بندرت پيش مي آيد كه ما بعد لحظه و حضور در زمان حال را لمس كنيم و زيبايي ها و خطرات زندگي را به صورت ابتدا به ساكن و غير منتظره تجربه نماييم. آدمهاي بسيار اندكي موفق مي شوند كه پا را از مرز زمان و ذهن، مرز جاه طلبي و رقابت ، فراتر گذاشته و قدم به وادي جاودانگي بگذارند. در ميان كساني كه به اين امر نايل مي آيند ، عده بسيار قليلي هستند كه سعي كرده اند ديگران را در اين تجربه خويش سهيم سازند. ببيند زندگي زيباست، كو چشمي كه زيبايي كو دل آگاهي كه در هستي دلارائي ببيند صبحا تاج طلا را بر ستيغ كوه يابد شب گل الماس را بر سقف مينايي ببيند ريخت ساقي باده هاي گونه گون در جام هستي غافل آنكه سكررا در باده پيمايي ببيند از بخت دارد بي خدا در بي كسي ها شكوه ها شادمان آنكه خدا را وقت تنهايي ببيند جويند زشت بينان را بگو در ديده خود عيب ببيند زندگي زيباست كو چشمي كه زيبايي « زندگي چيزي است غير ممكن ؛ نبايستي باشد، ولي هست. بودن ما ، درختان ، پرندگان ، اينها همه معجزه است. واقعا معجزه است براي اينكه كل كائنات بي جان است. ميليونها و ميليونها ستاره و ميليونها و ميليونها منظومه شمسي همگي فاقد حيات هستند. فقط بر روي زمين ، اين سياره نا چيز كه در مقايسه با كل كائنات ذره اي غبار بيش نيست حيات و زندگي به وجود آمده است. زمين خوش اقبال ترين مكان در كل هستي است ؛ چرا كه در آن پرنده ها مي خوانند ، درختان رشد مي كنند و شكوفه مي دهند، انسانها عشق مي ورزند، آواز مي خوانند ، مي رقصند. واقعا كه اتفاقي غير قابل باور رخ داده است.» [ 84/09/10 ] [ 1:57 ] [ سعيديا ]
ما انسان ها ، همه چشم به راه آن روز هستيم و مي دانيم كه خواهد رسيد.
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی بدون مرزو محدوده، وطن يعنی همه دنيا [ 84/08/24 ] [ 0:5 ] [ سعيديا ]
با سلام خدمت همه شما عزيزان و دوستاني كه به من لطف دار ين و به من سر مي زنين . امروز قصد دارم جواب چند تا از دوستانم رو كه به من ايميل زده بودن و سوال كرده بودن رو بدم با خودم گفتم همه سوالها رو جمع كنم و يكجا جوابشون رو تو وبلاگم بدم. امير از من پرسيده بود كه چرا تو وبلاگت خاطره نمي نويسي در صورتي كه در بيشتر وبلاگها دوستان ديگر از خودشون هم خاطره مي نويسن؟ سوال بعدي كه دوست خوبم مينا از من پرسيده بود اين هست كه تو وبلاگت چرا از خبرهاي جديد روز استفاده نمي كني مگه وبلاگت عمومي نيستش؟ سوال خوب ديگه اي كه دوست عزيزم پرواز در قسمت نظرات پرسيده بود اينه كه سعيديا يعني چي؟ اما دوست عزيزي كه اسمشو نميخوام بگم از من درخواست كرده بود كه اگه من متن يا خاطره اي بدم ميتوني تو وبلاگت بدي در صورتي كه اسمي از من نياري؟ يه دوست مهربون دارم به اسم ... كه خيلي به من لطف داره و از من سوال كرده وبلاگت بوي عشق و عرفان ميده آيا ارتباطي بين اين دو تا مي بيني؟ در آخر اين رو هم بگم كه نيكا خانم ( آبجي مهربونم )توي قسمت نظرات به من گفته كه تا متن رو نخوندي نظر نده... زياد سرتونو درد نيارم باز اگه كمبودي ...چيزي مي بينيد ما رو ببخشين .سوالي هم داشتين در خدمتم. Ψ [ 84/08/17 ] [ 0:37 ] [ سعيديا ]
|
||